از جمله آيات مشخص کننده سيماي حضرت زهراء (س) مي توان به آيات سوره مبارکه
کوثر،آيه قربي(آيه 22 از سوره غافر)، آيه مباهله (آيه 60 از سوره آل عمران)،
آيه تطهير و . . .اشاره کرد. در اينجا آيه نور (آيه 35 از سوره نور) را بررسي
مي کنيم:ترجمه آيه: خداوند نور آسمانها و زمين است. مثال نور خداوند همانند
چراغداني است که درآن چراغي (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابي قرار مي گيرد،
حبابي شفاف و درخشندههمچون يک ستاره فروزان، اين چراغ با روغني افروخته مي شو
د که از درخت پربرکتزيتوني گرفته شده که نه شرقي است و نه غربي. (روغنش آنچنان
صاف و خالص است که)نزديک است بدون تماس با آتش، شعله ور شود . . .
در تفسير اين آيه از قول امام موسي کاظم (ع) آمده است که
-1 مراد از "چراغدان" حضرت فاطمه زهراء(س) مي باشد.
-2 مراد از "چراغ"، امام حسين (ع)مي باشد.
-3 عبارت " همچون يک ستاره فروزان " به درخشاني فاطمه (س) در ميان زنان عالم
اشاره دارد.
-4 مراد از عبارت " نزديک است بدون تماس با آتش، شعله ور شود " اين است که دانش و
بينش حضرت زهراء(س) چنان است که چيزي نمانده تمام علوم و دانشها از ايشان سرچشمه
بگيرد.

چند حديث
-1 فاطمه (س) در نماز خويش از ترس خدا پياپي نفس نفس مي زد.
-2 فاطمه (س) به اندازه اي به عبادت و راز و نياز مي پرداخت که آثار آن در پاهايش
نمايان بود.
-3 هرگاه که پيامبر خدا از سفر برمي گشت زير گلوي فاطمه (س) را غرق بوسه مي
ساخت و مي فرمود: بوي خوش بهشت را از فاطمه استشمام مي کنم.
-4 هر گاه که فاطمه (س) بر پيامبر (ص) وارد مي شد پدرش بر دستهاي او بوسه مي زد و
او را در جاي خودش مي نشاند و هر گاه که پيامبر (ص) از نزد فاطمه (س) خارج مي
شد پشت به دخترش نمي کرد و همچنان که با محبت به وي مي نگريست، عقب عقب
حرکت مي کرد (يعني نهايت احترام در هنگام وداع)
چرا بانوي يگانه دو عالم، "فاطمه" ناميده شده است؟
امام صادق (ع): يعني شر و بدي در وجود او راهي ندارد
رسول اکرم (ص): زيرا که آتش بر وي و شيعيانش ممنوع گرديده است.
امام علي (ع): شنيدم رسول خدا فرمودند: فاطمه را فاطمه ناميده اند زيرا که خداي تبارک و
تعالي وي و فرزندانش را از آتش بازداشته است البته آن فرزنداني از ايشان که خدا را ملاقات
کنند در حاليکه ايمان به پروردگار داشته و بر آنچه که بر من نيز نازل شده اعتقاد داشته
باشند
چرا بانوي يگانه دو عالم، "زهراء" ناميده شده است؟
زهراء در لغت به معني درخشنده و نوراني است و احاديث زيادي وجود دارند که بيانگر
درخشندگي و نورانيت بانوي دو عالم هستند از آن جمله:
پيامبر اکرم (ص): او (فاطمه) حوريه اي است به صورت انسان. آن هنگام که در محراب
عبادت در برابر خدا مي ايستد نور وي براي ملائکه و فرشتگان آسمان مي درخشد همانگونه
که نور ستارگان براي اهل زمين درخشندگي دارد. خداي بي همتا به فرشتگانش مي گويد:
هان اي فرشتگان من، به بنده شايسته ام فاطمه ،سالار بانوان، بنگريد که در بارگاهم ايستاده
و از خوف و خشيت بر خود مي لرزد و با همه وجود به پرستش من روي آورده است. اينک
شمايان را گواه مي گيرم که پيروان او را آتش دوزخ ايمني بخشم.

چرا بانوي يگانه دو عالم، "صديقه" ناميده شده است؟
اين لقب از جانب رسول مکرم اسلام به فاطمه (س) داده شده بود که در معني به کسي اطلاق
مي شود که فراوان راستگو بوده و سخن خود را با علمش تصديق مي کند.
چرا بانوي يگانه دو عالم، "راضيه" ناميده شده است؟
يعني ايشان به آنچه خداوند تبارک و تعالي بر وي از مرارتها، ناراحتي ها، رنجهاي دنيا،
پاداشها و . . . مقرر فرموده راضي بوده اند و اين از بالاترين درجات ايمان مي باشد.
چرا بانوي يگانه دو عالم، "مرضيه" ناميده شده است؟
زيرا ايشان مورد رضاي پروردگار قرار گرفته بودند.
چرا بانوي يگانه دو عالم، "محدثه" ناميده شده است؟
امام صادق (ع): فاطمه زهراء را محدثه ناميده اند زيرا که فرشتگان از آسمان فرود آمده و با
ايشان گفتگو کردند همان گونه که مريم دختر عمران را مورد ندا قرار داده اند. فرشتگان
آسماني به فاطمه زهراء گفتند: اي فاطمه خدا تو را انتخاب کرده و پاک نموده و بر زنان عالم
برتري ات بخشيده است.
حضرت فاطمهى زهرا عليهاالسلام، تنها زن معصوم اسلام است، که عصمت او ريشهى قرآنى و حديثى داشته و تاريخ زندگى پرافتخارش، شاهد بزرگ ديگرى در اين مقوله مىباشد.
فاطمه عليهاالسلام پيش از آنکه متولد گردد، نطفهاش از غذاى پاک بهشتى در صلب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و آنگاه خديجه قرار داده شده و در رحم مادر، پناه و انيس او به حساب آمده و هنگام ولادت با فرستادگان غيبى به سخن پرداخته و سپس در مدت محدود حياتش صدها کرامت محيرالعقول نشان داده و... همگى اينها از عصمت آن بانوى گرانقدر حکايت دارد.
آرى فاطمه عليهاالسلام به عنوان الگو و اسوهى زنان عالم معرفى شده و ديگر زنان، بايد از زندگى بىلغزش او سرمشق بگيرند و شيوههاى تربيتى و اخلاقى و خودسازى را، در آيين: عبادى، همسردارى، پرورش فرزند، حقوق اجتماع و مردم و... به کارگيرند و آن کنند که او کرده و آن گونه روند که او رفته است.

شکى نيست که رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله، در ميان تمام مخلوقات عالم، برترين آنان است و اگر نور پاک او نبود و وى قدم به هستى نمىگذاشت، بدون ترديد، خداوند متعال دگران را خلق نمىکرد. (1)
و از سوى ديگر در احاديثى که از طريق عامه و خاصه نقل شده، پنج تن آلعبا، همگى نور واحد و در پيشگاه الهى به يک ميزان خواهند بود، (2) هر چند برترى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر ديگران مسلم است.
و در حديثى رسول خدا مىفرمايند: «من برترين انسان جهان براى اولين و آخرين هستم و بعد از من على عليهالسلام برترين مخلوقات جهان است، بدانيد که اول ما مثل آخر ما و آخر ما مثل اول ما مىباشد. (3)
و از سوى سوم از خود پيامبر خدا مىخوانيم که مىفرمايند:
«حسن و حسين بهترين انسان روى زمين بعد از من و پدرشان مىباشند و مادرشان بهترين زن عالم است.» (4)
و در ساير سخنان پربار اهلبيت مىخوانيم که خداوند انبيا را بر ديگران تفضيل داده و آنان را نيز در مراتب کمال و فضيلت يکسان نيافريده، بلکه چند نفر آنان که به اولوالعزم معروفند، بر ساير سفيران آسمانى مقدم داشته و اهلبيت عصمت و طهارت عليهمالسلام را نيز بر اين (انبيا اولوالعزم) برترى داده است. (5)
و بالاخره در يک روايتى از امام صادق عليهالسلام آمده است: تمام پيامبران گذشته براى معرفت حقوق و ولايت ما مبعوث شدهاند و موظف بودهاند ما را بر ديگران مقدم بدانند.(6)

اگر به دقت و بدون ذهنيت اين احاديث را مورد نظر قرار دهيم به اين نتيجه خواهيم رسيد که انبياى الهى همگى معصوم بودند و اينکه على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام، بعد از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، از همهى آنان برترند، بدون ترديد در تمام فضائل و از جملهى در عصمت بر همهى آنان تفوق دارند. (دقت فرماييد.)
از طرف ديگر روايات متعددى را از طريق اهل سنت و تشيع وجود دارد که اگر على نبود، براى فاطمه عليهاالسلام کفو و همتايى پيدا نمىشد، خواه آدم و انسانهاى ديگر.
علما و دانشمندان بزرگ و محققين عاليقدر از اين حديثها نيز، تفوق و برترى على و فاطمه عليهمالسلام را بر همهى انسانها جز رسول خدا استفاده کردهاند. در اين صورت براى فاطمهى زهرا عليهاالسلام فوق عصمت ثابت مىشود، زيرا به استناد اين حديثها، فاطمه عليهاالسلام برابر على است و چگونه مفروض است که انسان عاقل، در دو تساوى يکى را بر ديگرى مقدم بدارد؟
1ـ لولاک کما خلقت الافلاک و لو لا على لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما. (عوالم، ج 11 ص 25 و 26).
2ـ على (ع)مىفرمايند: رسول خدا به منزل ما آمدند، در حالى که من در خواب بودم، او بعد از مذاکره با دخترش به او فرمودند: «انى و اياک و هذين و هذا الراقد فى مکان واحد.» يعنى من و تو (دخترم) و اين حسن و حسين و اينکه خوابيده (على) در يک مکان و منزله مىباشيم. (فرائد السمطين، ج 2، ص 28 ش 367).
3ـ بحار، ج 26، ص 316، ح 79: انا سيد الاولين و الاخرين و انت يا على! سيدالخلائق بعدى، اولنا کاخرنا و آخرنا کاولنا.
4ـ بحار 26، ص 272 و، ح 14: الحسن و الحسين خير اهلالارض بعدى و بعد ابيها و امهما افضل نسا اهلالارض.
5ـ بحارالانوار، ج 26، ص 199، ح 11، عن الصادق (ع): ان اللَّه فضل انلى العزم من الرسل بالعلم على الانبيا و ورثنا علمهم و فضلنا عليهم فى فضلهم...
6ـ اصول کافى، ج 1، ص 437، ح 4: ما من نبى جا قط الا بمعرفه حقنا و تفضيلنا على من سوانا.
ميلاد نور مبارک